رنج

می خواهم از درد بگویم
از رنجی که می بریم
رنج دیدن روسپیانِ بَزَک کردهِ دل خون
صورت های سرخ شده از سیلی
دستهای یخ زده کودکانِ پا برهنه در برف
رنج مادرانِ جوانی از دست داده
به پای پسران کشته در جنگ
انتظار بیهوده زنان
رنج دختران به شهوت دامن آلوده
رنج فقری که به فحشا می انجامد
فحشایی که جز خون شوینده ای ندارد
شکمهای باد کرده از گرسنگی
در کنار تهوع غریب شکم بارگی
آری مردمان
رنج ببرید
ما نه آغاز جهانیم
نه سرانجام آن
سلسله زنجیره هایی هستیم
فقط و فقط برای گذر رنج
آن را از نیاکانمان
برای شما ودیعه آوردیم
امانتدار باشید
رنج مادرانتان را،پدرانتان را
خودتان را

5 Comments:
matne jalebie , adam ro be fekr foroo mibare ... , merC mina jan :)
cheshm ha ra bayad shost ,jore digar bayad did.
خیلی مطلب زیبایی بود .. سپاسگزارم دوست عزیز
دلا از غصه سياس
آخه پس خونه ی خورشيد کجاست؟
قفله؟ وازش می کنيم!
قهره؟ نازش می کنيم!
می کشيم منت شو
می خريم همت شو!
مگه زوره؟ به خدا هيچ کی به تاريکی ی شب تن نميده
موش کورم که ميگن دشمن نوره ،
به تيغ تاريکی گردن نميده!
...
دنيا زندون شده: نه عشق ،
نه اميد ،
نه شور ،
برهوتی شده دنيا که تا چش کار می کنه
مرده س و گور.
شاملو
in postet kheili aali bood , ham matn / ham aksesh ...
ishala hamishe benevisi o ma biyaim bekhoonim lezzat bebarim
:)
Post a Comment
<< Home