Thursday, April 06, 2006

رویا


چشمانم را بستم
پرستویی در اوج آسمان پرواز می کرد
دخترکی خندان در دشتی پر گُل می خرامید
رنگین کمان،شادان از بی همتایی خویش،زیبایی آسمان را صد چندان کرده بود
چشمانم را باز کردم که بهتر ببینم
آسمان دود گرفته و غمگین بود
و کلاغ سیاهی انگار،خوشحال از بی رنگی رنگین کمان،پرواز کنان قار قار می کرد

0 Comments:

Post a Comment

<< Home