طلاق

من بچه طلاقم
گلبرگ گُلی پايمال شده،زَهر عسلی نا خواسته
فريادی خاموش،آرزويی بر باد رفته
نه آغوش گرمی پناهِ من
که اگر هم هست همه سردی و کينه است
نه لبخندی بدرقه راهم
سفره ای اگر پهن است همه اشک و آه و حسرت
هق هقهای شبانه،لالايی ام
نه امنی،نه امانی
تنها مانده در اقيانوس خروشان افکار
برگ کاغذي نوشته اما ناخوانده
آری
من...بچه طلاقم

0 Comments:
Post a Comment
<< Home