Monday, May 01, 2006

آرزو


در خواب می بینم که نگاههایمان به هم گره می خورند
در بیداری اما گریزان
در خواب لبانت می خندند
در بیداری اما فرو بسته
در خواب تو با من یکی هستی
در بیداری اما جدا
در خواب جاده زندگی سرسبز و گلستان است،باران می بارد
در بیداری اما سنگلاخی و خشک و کویری
می خواهم بخوابم و خواب ببینم
خوابِ تو را،تویی که می خندی و قلبت می تپد
دستهایت مرا می جویند،زنده هستی،زنده تر از همیشه
می خواهم بخوابم...و خواب ببینم

1 Comments:

Anonymous Anonymous said...

تو ای گریخته از من

حصار خلوت تنهایی مرا بشکن

دوباره با تو نشستن

دوباره آزادی ؟ -

مگر به خواب ببینم ؛

! ... شبی بدین شادی

10:19 AM  

Post a Comment

<< Home